تبلیغات
دانلود - کرمان
 
دانلود
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : erfan. ey
نویسندگان
نظرسنجی
تظرتان در مورد این وبلاگ چیست؟







برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
استان کرمان با مساحت 185675 کیلومتر مربع در جبهه جنوب شرقی کشور قرار دارد. جمعیت این استان بر اساس سرشماری سال 1375 بالغ بر 2 میلیون نفر گزارش شده است. این استان از شمال به استان خراسان جنوبی و یزد، از شرق به سیستان و بلوچستان، از جنوب به استان هرمزگان و از غرب به استان فارس و یزد محدود می شود.

نقشه تقسیمات استان کرمان؛ عکس از سازمان نقشه برداری کشور
نقشه تقسیمات استان کرمان؛ عکس از سازمان نقشه برداری کشور


آب و هوای استان متغیر بوده و در نواحی کوهستانی و مرتفع دارای آب و هوایی سرد و در نواحی پست دارای آب و هوایی گرم و مرطوب می باشد. میزان بارندگی سالانه آن در سال 1381 معادل 84 میلیمتر و روزهای یخبندان آن 74 روز در مرکز استان گزارش شده است. تنها رودخانه دائمی این استان، هلیل رود می باشد که مهم ترین رود استان به شمار می آید و حوضه وسیعی از دشت حاصلخیز جیرفت را آبیاری می کند و یکی از پر برکت ترین رودهای ایران محسوب می شود. طول این رودخانه 378 کیلومتر و از کوهستان هزار سرچشمه گرفته و در نهایت به هامون جازموریان می ریزد.
منطقه کرمان از منقاط عمده باستانی کشور است که سابقه اسکان و زندگی در آن به هزاران سال قبل و همزمان با مهاجرت نخستین اقوام آریایی به ایران باز می گردد. در متون تاریخی یونان که از آریایی ها و سلاطین هخامنشی آنان سخن به میان آورده، از کرامان و سکران و سیستان به عنوان ساپراپ ها و ایالات شرقی ایران نام برده شده است. در دوره هخامنشیان جاده شاهی و راه ابریشم از استخر و شهر پارسه (پرسپولیس) به یزد و کرمان و سیستان ادامه داشت و تا هندوستان کشیده می شد.
می توان با اطمینان و بر مبنای گزارشات تاریخی گفت که سابقه سکونت و شهرنشینی در منطقه کرمان به چندین هزار سال قبل بر می گردد و این منطقه در کناره کویر مرکزی فلات ایران، همواره پایگاه امن و استراحتگاه مناسبی برای مسافران به سوی شرق بوده است.
در دوره معاصر در نخستین تقسیمات کشوری که برای ایران، در دوران قاجاریه و آغاز مشروطیت انجام شد، کرمان و فارس به همراه هرمزگان یک ایالت شناخته می شند. بر اساس تقسیمات کشوری استان کرمان شامل شهرستان زیر می باشد: بافت، بردسیر، بم، جیرفت، رفسنجان، راور، زرند، سیرجان، شهربابک، کرمان و کهنوج.
به علت وجود خط آهن، مسافرت به این استان برای کسانی که اتومبیل شخصی ندارند، کار چندان مشکلی نیست. فصل مناسب برای مسافرت به این منطقه اوایل بهار است که هوای خوبی دارد. در سایر فصول، به علت کویری بودن منطقه؛ شدت گرما و سرما به حدی است که ممکن است کمی لذت مسافرت را تحت تاثیر قرار دهد. به خصوص در اوایل صبح که سرمای هوا حتی در فصول گرم هم ممکن است آزاردهنده باشد و یا گرمای هوا در اواسط روز که کلافه کننده می شود.
در مسافرت به این منطقه ممکن است با دو نوع برخورد کاملا متفاوت از طرف مردم مواجه شوید. گاهی با افرادی بسیار خون گرم و دوست داشتنی برخورد می کنید که به راحتی با شما ارتباط برقرار کرده و با شما دوست می شوند. دوستی که حاضر به انجام هر خدمتی به شما خواهند بود؛ و برخورد دیگری که از اهالی ممکن است ببینید کاملا متفاوت بوده به حدی که ممکن است دیگر قدم به آن دیار نگذارید.
به تبع قدمت استان آثار باستانی و مناطق گردشگری در این استان بسیار گسترده و حائز اهمیت است. وجود بزرگترین سازه خشتی جهان (ارگ بم) در این استان (که متاسفانه پس از زمین لرزه سال 82 به طور کلی ویران گردیده) و همچنین کشفیات جدید در منطقه باستانی جیرفت که در میان باستانشناسان جهان بسیار بحث برانگیز گشته است این استان را از لحاظ تاریخی حائز ارزش و اهمیت بسیار کرده است.
کرمان از لحاظ تجاری و صنعتی نیز به خاطر وجود منطقه ویژه اقتصادی سیرجان و ارگ جدید؛ همچنین به علت تولید بیشتر پسته صادراتی ایران در این استان با اهمیت است. پسته رفسنجان را در این راستا می توان یکی از مهمترین محصولات صادراتی استان و البته کشور دانست که به علت کیفیت و میزان تولید پسته در کشور بی نظیر و در سطح جهان شناخته شده است.

این استان در تاریخ و ادبیات ایران نیز اهمیت بسیار دارد؛ آنچنان که آنوبانینی می تواند به اجمال ذکر کند شاعران و عرفای بزرگی چون خواجوی کرمانی؛ که حافظ سخن خود را به شیوه او می داند؛ شاه نعمت الله ولی از بزرگترین عرفای قرن هشتم و اوحدالدین کرمانی، استاد و مرشد اوحدی مراغه ای و... کرمان را در ادب و عرفان ایران نیز دارای جایگاهی بس رفیع می نماید.
بنابر بررسی های آنوبانینی، نام کرمان در ادبیات ایران با صبر ایوب رابطه ای دارد و گویا ایوب پیامبر در این منطقه به ارشاد می پرداخته و حوادث و سختی هایی که در مورد او ذکر می کنند در کرمان برایش رخ داده است.  



ا




کلانشهر کرمان (نام منطقه در پارسی باستان: کارمانیا شهری در ایران و مرکز استان کرمان پهناورترین استان ایران درجنوب شرقی این کشور واقع است. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ برابر با ۶۲۱۳۷۴ نفر بوده‌است.کرمان یکی از پنج شهر تاریخی ایران است.به دلیل وسعت شهری و جمعیت کرمان، این شهر جزو کلان‌شهرهای ایران طبقه‌بندی شده‌است. وسعت کرمان ۱۴۰۰۰ هکتار است. و بزرگترین شهر جنوبشرق کشوراست. کرمان به لحاظ وسعت شهری هشتمین شهر ایران است.شهر کرمان، یک مرکز جمعیتی در منطقه جنوب شرق ایران است. کرمان به لحاظ صنعتی، سیاسی، فرهنگی و علمی مهمترین شهر جنوبشرق کشور است. حاشیه‌نشینی مهمترین مشکل کلانشهرکرمان است.کرمان در حال تبدیل شدن به شهری الکترونیکی است و این شهر به عنوان پایلوت دولت الکترونیک انتخاب شده‌است و در برنامه‌های توسعه کشور باید به شهری الکترونیکی تبدیل شود.

نام کرمان را در کتیبه‌های داریوش می‌توان دید. در آنجا کرمان نام ناحیه‌ای است که از آن چوب یاک برای کاخهای هخامنشی حمل می‌شود. نوشته‌های یونانی هم آن را کرمان خوانده و مردم کرمان را تیره‌ای از پارسیان گفته‌اند. از ریشه کر (کر به اوستا و کری به سانسکریت) چندین واژه سانسکریت در دست است. کرمن به معنی کار و کوشش و وظیفه و نیز کارکن و کوشا، کرمینه به معنی ماهر و استاد، کرمان بندا به معنی کاربنده یا وظیفه‌شناس و واژه‌های دیگر که از کرمان ساخته شده‌اند. همه معنی کار و کوشش را می‌رسانند. ریشه دیگر کر که به اوستایی «کر» به سانسکریت «کری» تلفظ می‌شود و به معنی بریدن و کشتن و جنگیدن است و واژه‌های کارد، پیکار و کارزار نیز از آن است. اگر چه کرمان در گذشته نام‌های دیگری چون بوتیا، کرمانیا، گواشیر و... داشته، اما در مجموع این نظر که نام کارمان (کار به معنی تلاش و سازندگی، و مان بمعنی محل و مکان) در طول زمان به کرمان تبدیل شده بیشتر مأنوس و منطقی است، چرا که اصولاً زندگی سخت و دشوار در کویر، همتی بزرگ و والا و تلاشی افزون را می‌طلبیده. بالا آوردن آب از چند ده متری عمق زمین، کشت و زرع در زمین‌هایی که هر از چندگاه یک بار زیر توفان شن مدفون می‌شده‌اند و... ادامه حیات با چنین وضعیتی کار آسانی نبوده و نیست. در فرهنگ آنندراج می‌خوانیم: کریمان پدر نریمان آن شهر را به نام خود بنا نهاده. در اوستا و سانسکریت، کرمان یعنی کوشا و نریمان، یعنی مردانه.

پیش از اسلام

سر اسب مربوط به دوره ساسانیان، پیداشده در کرمان

قلعه دختر و قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در شرق شهر کنونی کرمان، که هنوز خرابه‌های آنها برجاست، گواه بر این است که لااقل در زمان اردشیر بابکان در همین محل، شهری آباد یا قلعه‌ای مهم وجود داشته‌است. مؤلف جغرافیای کرمان معتقد است که حدود ۲۲۰ پس از میلاد، به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر این محل گواشیر نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده‌است بنا به گفته هرودت کرمانیا از قبایل دوازده گانه ایران می‌باشد و ساتراپی چهاردهم (دارا) مشتمل بر ایالت کرمان بوده‌است. در روایات اساطیری آمده‌است که کیخسرو کرمان و مکران را به رستم بخشید همچنین نشانی‌هایی از فرمانروایی بهمن بر این خطه می‌دهند آنگاه روایت تاریخی این سرزمین آغاز می‌شود و اینکه در زمان هخامنشیان کوروش آن را تبعید گاه نبونید (پادشاه مغلوب شدهٔ بابِل) قرار داد سپس سخن از حکومت اشکانیان را شکست داد و فرزند خود را که او هم اردشیر نام داشت به حکومت کرمان گماشت. بنا بنوشته‌های مورخ کلدانی و کاهن معبد مردوک در سالهای ۵۳۹ -۵۳۸ -که کتب او از منابع مهم تاریخ زمان کورش است – کرمان از ولایات تابعه کوروش بوده و محلی مطمئن برای او بشمار می رفته‌است. در عصر داریوش کبیر نام کرمان جزء ولایات تابعه هخامنشی آمده‌است و در کتیبه بنای شوش کلمه‌ای مشاهده می‌شود که نام چوب درختی بوده‌است که برای استحکام بنای ساختمانها (شاید همان کاخ) به کار می رفته و محل تهیه این چوب کرمان ذکر شده‌است. در این مورد داریوش می‌گوید «چوب بیش مکن از گنداره (پیشاور) وکرمان حمل شود.» در متن کتیبه‌ای که از شاپور اول ساسانی – در اطراف کعبه زرتشت در نقش رستم فارس – بدست آمده‌است، شاپور درباره قلمرو خود چنین می‌نویسد: منم خداوندگار مزداپرست شاپور شاهنشاه ایرانیان وغیر ایرانیان. امارات و ولایات امپراتوری ایران اینها هستند: پارس، پارت، خوزستان، میشان، آشور، آذیان، عربستان، آذرآبادگان (آذربایجان)، ارمینیا،(ارمنستان)، سسیگان، کرمان وسیستان. هرودت و استرابون مورخان یونانی که قبل از میلاد مسیح می زیسته‌اند در تشریح سفر بازگشت اسکندر مقدونی پس از فتح هند نوشته‌اند «اسکندر مقدونی سرزمین کرمان را برای تصرف هندوستان پیموده، هنگام مراجعت با لشکریان خود که حدود یکصد و بیست هزار نفر پیاده و پانزده هزار نفر سواره بودند به شهر کرمان وارد شد وفرمان داد که مدت یک هفته لشکریان وی در این شهر استراحت کنند و به جشن وسرور بپردازند و از این مطلب معلوم می‌شود که شهر کرمان در عصر تا چه حد وسیع آباد و پر نعمت بوده که توانسته این همه لشکر را به خود راه دهد و آذوقه آنها را فراهم سازد» (بر گرفته از کتاب از قلعه دختر تا دقیانوس تالیف محمد دانشور انتشارات مرکز کرمانشناسی)در کتب تاریخی از عهد قدیم، چند جا به نام کرمانیان بصورت بخشی از ایران بر می‌خوریم هرودت گوید: پارسیها به شش طایفه شهری و ده نشین و چهار طایفه چادر نشین تقسیم شده‌اند شش طائفه اولی عبارتند از: مرفیان، ماسپیان، پانتالیان، دروسیان، گرمانیان در خصوص گرمانیان تصور می‌رود همان کرمانیان باشند. در کتیبه‌های هخامنشی ظاهراً مقصود از کلمه کارمانیا همان کرمان است. بروس مورخ کلدانی وکاهن مردوک در ذکر فتح بابل توسط کوروش و مسلط شدن کوروش بر نبونید پادشاه بابل می‌نویسد:«... کوروش با او به رأفت رفتار کرده به کرمان تبعیدش کرد تا در آنجا سکنی گزیند، نبونید در آنجا تا آخر عمر بزیست ودر همانجا در گذشت» (برگرفته از حاشیه‌استاد باستانی پاریزی بر کتاب تاریخ کرمان بقلم احمد علی خان وزیری) مرحوم احمد علیخان وزیری (مؤلف کتاب جغرافیای کرمان) معتقد است که حدود ۴۳۰ سال قبل از اسلام – به هنگام فتح کرمان بدست اردشیر – این محل گواشیر نام داشته که مرکز ولایت کرمان بوده‌است. بخشی از خانه‌های مسکونی مردم فقیر در پای دامنه‌های این دو تپه و قلعه شکل یافته بوده و بعداً با گسترش تدریجی شهر کرمان در جهت غرب توسعه یافته وبا توجه به توسعه ورونق اقتصادی در دوره‌های بعد از اسلام این شهر بتدریج نضج گرفته ورفته رفته بزرگتر شده تاجایی که وسعت آن به حدود دویست هکتار رسیده هم رسیده، با گذشت زمان وبه دلیل نا امنیمنطقه وحمله غارتگران ودزدان علاوه از حصارهای رفیعی که دور قلعه دختر وقلعه اردشیر کشیده شده بود گرداگرد شهر نیز حصاری بلند کشیده شد.

سراسرنمای ارگ راین، دومین بنای خشتی بزرگ جهان

پس از اسلام

در دوره اسلامی و مقارن با ۲۱ تا ۲۴ هجری قمری و سال‌های بعد از آن، کرمان همواره مورد هجوم اعراب قرار گرفت. در زمان حکومت خلفای عباسی کرمان به شورش‌های مکرر دست زد ولی هیچ یک به سامان نرسید تا سرانجام در سال ۲۵۳ هجری قمری به تصرف یعقوب لیث، موسس سلسه صفاریان درآمد. پس از آن این سرزمین در زیر سلطه حکومت‌های قدرتمند زمان مانند سامانیان، دیلمیان، آل بویه و سلاجقه قرار گرفت. در عصر غزنویان فرمانروایان خونریز و هوسران آرامش را از مردم گرفتند. تنها در عهد سلجوقیان، حکومت ملک قاورد و فرزندانش بود که کرمان روی رفاه و آسایش دید و آثاری چون ر دوره اسلامی و مقارن با ۲۱ تا ۲۴ هجری قمری و سال‌های بعد از آن، کرمان همواره مورد هجوم اعراب قرار گرفت.




ادامه پس از اسلام

 در زمان حکومت خلفای عباسی کرمان به شورش‌های مکرر دست زد ولی هیچ یک به سامان نرسید تا سرانجام در سال ۲۵۳ هجری قمری به تصرف یعقوب لیث، موسس سلسه صفاریان درآمد.

سلاطین صفوی از ۹۱۵ ه. ق. کرمان را به متصرفات خود افزودند در ۱۰۰۵ ه. ق.، گنجعلیخان از سوی شاه عباس صفوی به حکومت کرمان رسید که بر اثر تدبیر و تداوم حکومت او، شهر چندی روی آسایش و آرامش دید و زمانه برای ترقی و آبادانی مناسب شد. در روزگار افول قدرت صفویان، افاغنه کرمان را به جزای شهامت و مقاومت در برابر آنان به خاک و خون کشیدند و نادرشاه افشار هم هنگامی به کرمان رسید که بر اثر کشتن رضاقلی میرزا (پسرش) به جنون آدمکشی مبتلا شده بود. او دستور گردن زدن مردم بی‌گناه را صادر کرد و یکی از بزرگترین قتل عامهای معروف تاریخ کرمان را به راه‌انداخت. نادرشاه افشار و عمال او هنگام تسخیر آن در سال ۱۱۶۰ ه. ق. ضمن غارت و چپاول اموال مردم بسیاری مردان آن را سربریده و از کله آنان مناره‌هایی ساختند. محله پامنار که هنوز هم به همین نام خوانده می‌شود یادگار آن فاجعه و تجدید کننده خاطرات تلخ آن جنایت تاسف انگیز می‌باشد. کرمان به دلیل حمایت از آخرین بازمانده زندیه (لطفعلی خان زند) گرفتار خشم آقامحمدخان قاجار قاجار شد که به روایت تاریخ، هفت من (به روایتی بیست هزار جفت و به روایتی دیگر هفتاد هزار جفت) چشم از مردم در آورد. جانشینان او تلاش کردند تا با اعزام حاکمانی مدیر و مدبر همچون محمداسماعیل خان نوری «وکیل الملک» و ابراهیم خان ظهیرالدوله به باز سازی شهر کرمان و دلجویی مردم بپردازند و با برپایی آثاری چون مجموعه ابراهیم خان گذشته‌ها را به فراموشی بسپارند.

نمایی از شهر کرمان

تصاویری از حمام گنجعلی خان

حَمّام گَنْجْعَلی‌خان یکی از بناهای مجموعه گنجعلیخان در شهر کرمان است که در سال ۱۰۲۰ ه ق(۱۶۱۱ میلادی) ساخته شده‌است.

گنجعلی بیک ملقب به گنجعلیخان از حاکمان کرمان در زمان شاه عباس بود که کارهای عمرانی  مهمی در کرمان انجام داده‌است. او برای اینکه در وسط شهر تفرجگاه‌های عمومی وجود داشته باشد، ابتدا یک میدان بزرگ ایجاد کرد. این میدان که بیش از صد متر طول و پنجاه متر عرض دارد از چهار طرف با بناهای اختصاصی شامل مدرسه، مسجد، بازار و حمام (۱۰۲۰ ه .ق )، چهارسوق، آب‌انبار و ضرابخانه محصور شده و یک مجموعه عالی از آثارعمرانی عصر صفوی است.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 2 بهمن 1391
erfan. ey
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر